ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

14

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

و ساختن غرفه‌هاى تازه‌اى براى اعتماد الدوله و ديگر بزرگان دولت انجام داده‌اند . مورد و نمونهء ديگر مطالبهء جزيه از ارمنيان ، بانيان‌ها ، و يهوديان در سال 1722 بود . پس از محاصرهء اصفهان شاه محمود جزيه را موقوف ساخته بود . با مداخلات ملازعفران جزيه‌هاى عقب افتادهء فرقه‌هاى بالا به نيم برابر كاهش يافته بود اما اسخارور دربارهء ديگر فرقه‌ها آگاهىهاى در خور اعتماد نداشت . چنين پيداست كه ملا زعفران بيش از آنچه اسخارور پنداشته رحم و شفقت داشته است چرا كه او در چوب و فلك بستن مردم از ديگران سختگيرتر بوده است . قربانيان در حضورش به چوپ و فلك بسته شده معمولا آنقدر تازيانه مىخوردند تا از نفس بيفتند برخى مىمردند و برخى ديگر روزهاى بسيارى در بستر مىگذراندند . اسخارور مىگويد ملا زعفران كج طبع نبود زيرا در موارد غير سياسى كه با حسن ادارهء حكومت سر و كار داشت به داد داورى مىكرد . شكايات را با رغبت مىپذيرفت ، و مواظب بود كه خودش و ديگران عدالت را اجرا كنند . افغانان خود از وزيران جديد دلخور بودند و بر مرگ الماس خان تأسف مىخوردند زيرا مىديدند كه خادمان كنونى شاه هيچكدام شايستگىهاى الماس خان را ندارند . شاه و اعتماد الدوله در زمان حكومت محمود در زندان بسر مىبردند و نمىدانستند كه در ايام زندانى بودنشان در كشور چه‌ها گذشته است از الماس‌خان سود فراوان برده بودند و ناچار از ملا زعفران هم همين اميد را داشتند . بنابراين ملا - زعفران نفوذ خود را حفظ كرد و چون خلق و خوئى ملايم‌تر از ديگر بزرگان كشور داشت اقتضا مىكرد كه كلمه‌اى به خير و صلاح اين و آن بگويد . به سبب اين خدمت‌ها كه در ميان اين مردم بربر صفت وحشى بسيار نامعمول بود نزد مردم نامى نيك يافت . اسخارور در نوامبر 1725 نوشت ، شهر اصفهان باز جمعيت يافته اما بازرگانى به سبب ناامنى مانند پيش همچنان راكد است . افزون بر اين كسانى كه مىتوانستند در اصفهان معاملاتى - هر چند جزئى - انجام دهند چنانچه تضمينى مىيافتند كه مورد آزار قرار نخواهند گرفت يا بيم آن را نمىداشتند كه سرمايه‌شان از دست برود